5 مرحله تحصیل در خارج از کشور در یک نگاه



مرحله اول:


شور هیجان بسیار برای رفتن و خواندن زبان و داشتن یک رویایی پوچ از خارج از کشور ،ترجمه کردن مدارک و نوشتن رزومه و ...

{{متاسفانه 80% از دانشجویان  در این مرحله با تفکرات و تصورات بسیار اشتباه ،راه حل مشکلات خود را در رفتن به خارج از کشور و تحصیل در یکی از کشور های خارجی میدانند.

تصور آنها این است که با ورود به اروپا ،فرش قرمزی برای آنها پهن می شود و انها از فرودگاه با یک ماشین شخصی به آپارتمان شخصی خود می روند و فقط مشغول تحصیل و تحقیقات خواهند شد تا اقامت انها آماده شود.

آن ها با خیال آنکه با تحصیل در کشور های اروپایی و  غربی میتوانند اقامت این کشور ها را بدست آورند و بعد از اقامت در آنجا مشغول به کار شوند.

متاسفانه هنوز این تصور  اشتباه که کشور های اروپایی مثل سال های 1950 تا 1970 به راحتی اقامت و تابعیت را به شهروندان خارجی میدانند،هنوز هم در ایران وجود دارد.

ولی کشورهای  اروپا بعد از سال 2010 قوانین بسیار سختی را  جهت دادن اقامت و تابعیت برای کسانی که خارج از اتحادیه اروپا هستند را تصویب کرده است.

گرفتن اقامت در کشور های اروپایی در حال حاضر تقریبا غیر ممکن است.فقط در موارد بسیار کم  به صورت پناهندگی،یا نخبه های کشور های اسیایی با معدل های بسیار بالا و داشتن ده ها مقاله ISI و ثبت چندین اختراع.

آلمان و فرانسه و سوئد و ....اکنون نیاز های بازار کار خود را از کشور هایی که تازه به اتحادیه اروپا پیوستند بدست می اورند.}}



مرحله دوم:(1 ماه اول ورود)

 با گرفتن پذیزش و ویزا و رفتن در کشور مورد نظر  ،شور و هیجان آنها در بالاترین حد ممکن است و با دیدن ماشین های مدرن و فروشگاه های شیک و زیبا و آسمان خراش های بلند ،فکر میکنند تمام رویاهای آنها محقق شده و دیگر هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت.


مرحله سوم:(2 ماه بعد از ورود)


6 ماه اول تحصیل تا یک سال که یک شوک فرهنگی و افسردگی دوری از خانواده و هوای همیشه ابری و غذاهای بسیار بد مزه باعث افسردگی تا حد کمی خواهد شد.ولی هنوز تمام روحیه خود را از دست نداده و هیچ حرفی در مورد سختی های زندگی به کسی در ایران نمی گوید.با دروغ به همه دوستان و خویشاوندان خواهد گفت که هیچ مشکلی وجود ندارد.


مرحله چهارم:(سال اول به بعد)


سال اول تا دوم شور و هیجان اولیه که قبل از رفتن داشته است ، کامل از بین رفته و دوری از خانواده و دوستان و هوای بسیار سرد و ابری باعث افسردگی شدید در شخص می شود.

در این مرحله سختی های زبان و سختگیری های دانشگاه هم افزوده میشود و شخص در یک افسردگی شدید فرو می رود.رفتار نژاد پرستانه خارجی ها را میبیند.هزینه های بسیار سنگین اروپا هم زندگی را برای او سخت تر کرده است.


مرحله پنجم:(سال دوم به بعد)

از سال سوم تا پنجم رویایی پوچ و توخالی بهشت بودن خارج از کشور از ذهن شخص کامل رفته و حتی گاهی از زندگی در آنجا متنفر می شود.با هزاران درد سر و سختی توانسته است ،واحد های خود را با نمرات بسیار بد بگذراند و معدل کمی داشته باشد.

پول خانواده تقریبا تمام شده و هزینه های سنگین اروپا کمر اورا شکسته است.

در این مرحله شخص چندین بار به فکر خود کشی می افتد.

به دروغ مجبور است برای حفظ آّبروی خود به دوستان و خانواده از این کشور تعریف کند و از رضایت خود حرف بزند.


بعد از این مرحله ،آمار ها نشان میدهد حدود 70% با تمام کردن تحصیلات خود به کشور بازگشته اند.گاهی این عده بعد از گذشت 10 سال به کشور خود باز میگردند با صرف میلیون ها تومان پول،تنها یک  مدرک لیسانس و یا فوق لیسانس گرفته اند.


==========================